آقازادگان ناگهانی

یکی از دوستان رفته بود یک نمایشگاه صنعتی. می‌گفت مشغول صحبت با یک ایتالیایی بودم که یک نفر از در وارد شد. همه غرفه‌داران و خیلی از بازدیدکننده‌ها دورش جمع شدند. گویا این شخص ایتالیایی از کسی که وارد شده بود پرسیده بوده و دوست ما به او گفته بوده که معاون فلان وزیر است. در جواب هم شنیده بود معلوم است مملکت بی‌قانونی دارید و کارها از طریق آدمها حل می‌شود؛ نه روال قانونی. این داستان را بهانه کردم برای ورود به بحث تأثیر جامعه در تولید و رشد آقازاده‌ها.

اساساً جامعه ما جامعه آقازاده‌پروری است. یعنی در طی نسلها یاد گرفته‌ایم و باورمان شده که یک سری افراد خاص هستند و باید به آنها احترام ویژه گذاشت و فهمیده‌ایم که راه حل مسائل به دست عده‌ای است که به ارکان قدرت وصل هستند. این مسئله باعث شده جامعه ما به یک سیستم آقازاده‌پرور تبدیل شود. مثلاً دانش‌آموزی در مدرسه است که هیچکس به او محل نمی‌گذارد؛ دست بر قضا می‌زند و پدرش کاندیدا می‌شود و رأی می‌آورد. از فردا این بچه می‌شود نور چشم مدیر و معلم و اولیای هم‌کلاس‌ها. البته اگر در سالهای آخر دبیرستان یا در دانشگاه باشد که هم‌کلاس‌ها و هم دوره‌ها هم فهم می‌کنند گره‌گشایی این آقازاده را و  نور چشم آنها هم می‌شود.

برای ادامه بحث لازم است یک تقسیم‌بندی روی آقازاده‌ها انجام دهیم. دسته اول آقازاده‌های مادرزاد هستند؛ یعنی از بدو تولد متصل بوده‌اند به ارکان قدرت و به همین دلیل از همان چندماهگی در دوست و فامیل مورد توجه ویژه بوده‌اند. دسته دوم را می‌توان آقازاده‌های ناگهانی خواند؛ یعنی کسانی که بواسطه پست گرفتن یکی از آشنایان درجه یک به مقام آقازادگی مفتخر می‌شوند یا بواسطه برقراری یک رابطه‌ سببی متصل می‌شود به یک مسئولی و می‌شود آقازاده.

در قسم اول ارتباطات از همان اول متناسب با میزان آقازادگی اتفاق می‌افتد؛ یعنی از همان ابتدا افرادی دور آقازاده جمع می‌شوند و او را بزرگ می‌کنند و بچه‌های‌شان هم با هم، هم‌بازی می‌شوند. عمدتاً اینها جمع آقازادگی دارند و کمتر حس می‌کنند این توجه را. البته در دوران نوجوانی و جوانی کم‌کم شکل توجهات متفاوت می‌شود که بعداً در مورد آن صحبت خواهیم کرد.

اما آقازاده‌های ناگهانی یا در زمان کودکی و قبل از ۱۴-۱۵ سالگی آقازاده می‌شوند که فرصت تغییر در تشکیل گروه و نحوه استقلال را پیدا می‌کنند و کم‌کم شبیه می‌شوند به یک آقازاده مادرزاد یا بعد از شکل‌گیری دوستی‌ها، کار، شخصیت اجتماعی و غیره به قافله آقازادگی می‌پیوندند که کارشان سخت می‌شود. دوستی‌ها و روابط کم‌کم شکل‌شان تغییر می‌کند. پاسخ ندادن و تحویل نگرفتن  می‌شود؛ خودش را می‌گیرد و فکر می‌کند چه خبر شده. پاسخ دادن و رفع و رجوع جوائج ملت هم در ابتدا عذاب‌آور است که اگر کمی دنده پهن باشند زود تمام خواهد شد.

این آقازاده‌ها از هر دسته‌ای  که باشند بعضی برخوردها با آنها یکسان است و همین برخوردها معضل اجتماعی آقازاده‌پروری را شکل می‌دهد. اول نگاه به چشم خریدار به آنها زیاد است. طمع در دوستی‌ها و ارتباطات اطراف‌شان فراوان است. درخواست‌ها و مراجعات به آنها زیاد است. تعریف رودررو و مذمت پشت‌سرشان زیاد است. این برخوردها به منظورهای مختلف و در شکل‌های مختلف بروز می‌کند که شرح گوشه‌ای از آنها خالی از لطف نیست.

خیلی‌ها تلاش می‌کنند که یک آقازاده رشد کند. البته در بستری که آنها فراهم کرده‌اند. این است که حسب قدرت و اعتبار آقازاده به او پیشنهاد کار می‌شود؛ پیشنهاد مشارکت می‌شود؛ به جلسات و میهمانی‌های مختلف دعوت می‌شود و بسیاری موارد مشابه دیگر. دو نوع دیگر کمی هوشمندانه‌تر است. یکی اینکه آقازاده انجام یک کار را به‌ظاهر مستقل شروع می‌کند که به‌صورت کاملاً اتفاقی جمعی و افرادی به کمک او می‌‌آیند تا امر در نظرشان تحقق یابد و می‌شود محور یک تیم و گروه که معمولاً مستقیماً هم چشم‌داشتی ندارند.

از همه هوشمندانه‌تر اینکه طی یک بازی زرگری بساط نقد و انتقاد توسط ایشان فراهم می‌شود و ایشان شروع می‌کنند به نقد و انتقاد از یک فرد یا سیستم و ناگهان چنان انتقادپذیری در طرف مقابل موج می‌زند که آقازاده برای رفع نواقص سیستم و نقدهایی که داشته وارد سیستم می‌شود. یک قسم را هم نباید فراموش کرد که از حربه ایجاد دغدغه و ایجاد حس تکلیف در آقازاده بهره می‌برند و توهم احساس وظیفه را در آقازاده محترم تشدید می‌کنند تا از این میانه آبی هم برای آنها گرم شود.

در این بین اما دوستان صادق و پیشنهادات و توصیه‌های مشفقانه و خالصانه هم هست که قاطی بقیه برخوردها ‌می‌شود و کم پیش می‌آید به ثمر برسد.

نکته جالب این است که هر کس به آقازاده‌ای وصل شود حسب قدرت آقازاده، مقداری که ایشان اهل معامله یا حل مشکلات اطرفیان باشد و اینکه این مرد چقدر توانسته باشد به آقازاده محترم نزدیک و با ایشان صمیمی شود، به مرتبتی از آقازادگی نائل می‌شود. این چرخه و حلقه آقازاده‌سازی با قدرتِ شدیدِ بازتولیدِ خود در کل جامعه نفوذ کرده است.

اما برای شکستن این حلقه و جلوگیری از بازتولید آن باید حضرات آقازاده‌ها به‌هوش باشند. در اینجا چند توصیه برای آقازاده‌های مادرزاد که کارشان هم بسیار سخت است. البته کسانی هم که در کودکی به این جرگه پیوسته‌اند باید این توصیه‌ها را مدنظر قرار دهند.

  • شما به صورت جدی از دوستی و معاشرت با بزرگتر از خودتان بپرهیزید. آقایان قبل از سن عقل، مواظب آقازاده‌های کوچولوی خود باشند.
  • همین دنبال کردن اخبار فوتبال و درس‌ها و نمرات و سریال‌های تلویزیون برای شما بهتر است تا اخبار بزرگ‌تر از سن‌تان
  • نامه رسانی و پیام رسانی در شأن شما نیست هر چند باعث توجه بیشتر به شما شود.

دوستان ورزشی و علمی و رفتن به باشگاه (البته نه با یک هیأت همراه) و آزمایشگاه و پژوهشگاه به شما توصیه می‌شود.و اما توصیه‌هایی برای آقازاده‌های ناگهانی:

  • به تغییر رفتار اطرافیان دقت کنید. افزایش احوال‌پرسی‌ها، پیشنهادات، دعوت‌ها و حتی انتقاداتی که از شما می‌شود می‌تواند نشانه باشد. جوگیر نشوید.
  • در صدد حل همه مشکلاتی که تا امروز به ذهن‌تان رسیده و همه حق‌کشی‌هایی که دیده‌اید و شنیده‌اید، نباشید.
  • مواظب باشید؛ دوستان خوب و صادق زودتر منزوی می‌شوند. شما هیچ طوری‌تان نیست. لازم نیست برای شکل آقازاده شدن هیچ اقدام خاصی بکنید. همان که هستید خوب است. حتی به فکر ساده زیست‌تر شدن هم نباشید حداقل در یکی دو سال اول. تغییر مزاج ناگهانی برای سلامتی شما مضر است.
  • انتقادات و پیشنهادات خود را کنترل کنید.
  • لازم نیست همه کسانی را که می‌توانید بشناسید همان چند روز اول بشناسید. اصلا کلا لازم نیست بعضی‌ها را بشناسید. سئوالات بی‌پاسخ ذهنتان را کنترل کنید. چندان هم که شما فکر می‌کنید. مهم نیستند.

و دسته آخر توصیه‌ها، توصیه‌های عمومی است برای همه اقشار آقازاده‌ها خصوصا از سنین جوانی به بعد.

  • درست است که فرصت‌ها مانند ابر درگذرند و باید از تک‌تک لحظات زندگی استفاده کرد؛ اما شما مواظب فرصت‌هایی که برایتان پیش می‌آورند باش. همه آنها نفحات نیستند که مترصد آنها باشید.
  • نه گفتن را تمرین کنید.
  • ترجیحا مشارکت نکنید مخصوصا با آنها که شما را می‌شناسند.
  • مهمانی‌ها و جلسات خصوصا آنها که ربط مستقیم به شما ندارد (هرچند بعدا ربط مستقیم پیدا کند) برای شما مثل سم می‌ماند.
  • تحصیل علم و دین و حتی ثروت سختی دارد و نیاز به زمان اگر زود و آسان دارید عالم و زاهد و متمول می‌شوید ترمز کنید.
  • تنها راه رفتن در شهر و سوار تاکسی و اتوبوس و مترو شدن اکیداً به شما توصیه می‌شود. حین احساس تکلیف و احساس وظیفه کمی تأمل کنید و اگر دسترسی دارید با بزرگی مشورت کنید (با همه نمی‌شود مشورت کردها!)
  • چند هندوانه را نمی‌شود با یک دست برداشت اگر شما دارید این کار را انجام می‌دهید یقین کنید دست‌های دیگری در کار است.
  • تا آنجا که ممکن است اخبار نخوانید. تحریک حس کنجکاوی شما، هم به ضرر خودتان است هم به ضرر جامعه

حل مشکل کسی که صدها نفر مشکل مشابه او را دارند مشکلی به مشکلات جامعه خواهد افزود. لذا هر چند حوائج مردم نعمتهای الهی‌اند لکن شما دقت کنید در تشخیص نعمت دچار اشتباه نشوید.

مراحل رشد (سیستم دفع بدن)

خوب تا اینجا مراحل رشد رو از جنبه‌‎های مختلف بررسی کردیم ان‌شاءالله این پست آخرین پست در این موضوعه و میشه گفت این مقدمه طولانی رو به پایانه. ضمنا این پست کمی هم بوداره!!! یعنی در مورد مراحل رشد از نظر دفع ادرار و مدفوعه.
خوب طبیعتا بچه که به دنیا میاد کنترلی روی دفعش نداره و جالبه بدونید که اولش احساسش رو هم نداره و کاملا به صورت غیر ارادی دفع می‌کنه. احساس دفع از یه سنی شروع می‌شه و کم‎‌کم کنترل هم به وجود میاد. این احساس و کنترل هم یکی از نشانه‌‎های رشده. البته مثل بقیه ابعاد رشد برای این مراحل هم زمان قطعی وجود نداره اما خوب اگر یه بچه به ۳ – ۴ سالگی رسید و هنوز کنترل نداشت باید این موضوع رو جدی پیگیری کرد. مشکلات این بعد از مراحل رشد هم می‌تونه فیزیولوژیک باشه هم سایکولوژیک (همون جسمی و روانی خودمون). ضمنا کمک و تمرین شما در این بعد خیلی مؤثره و استرس و فشار هم تأخیر ایجاد می‌کنه. بنابراین دونستن این مراحل و کمک‌هایی که می‌شه به بچه‌‎ها کرد می‌تونه بهشون در این مسیر کمک کنه. خوب قبل از توضیحات بیشتر اول جداول مربوط به دفع ادرار و مدفوع رو به صورت جداگانه میارم بعد یک سری نکات که می‌تونه مفید باشه رو خدمتتون میگم.
سن مرحله رشد فعالیت‌های کمکی
تا ۵۲ هفته تخلیه مثانه بدون اراده – عدم کنترل روی ادرار – خیس کردن پوشک بعد از غذا آشنا کردن با لگن از حدود ۳۷ هفتگی به بعد
حدود ۱۲ تا ۱۳ ماه هنوز قادر به کنترل تخلیه مثانه نیست عادت دهید پس از غذا چند دقیقه روی لگن بشیند 
حدود ۱۵ ماه  کم‌کم نیاز به دفع ادرار را حس می‌‌کند ولی نمی‌‌تواند آن را نگه دارد از او بپرسید که می‌‌خواهد به توالت برود یا نه
حدود ۱۸ ماه سیستم دفع هنوز نیاز به تکمیل دارد موفقیت‌‌هایش در  این زمینه را تحسین کنید
حدود ۲۱ ماه تکرار ادرار در این سن حفظ آرامش و چشم پوشی از شکست‌‌ها 
حدود ۲ سال به تنهایی روی لگن می‌‌رود کمکش کنید مستقل شود
حدود ۳۰ ماه از شما می‌‌خواهد در طول روز پوشک او را نبندید – خشک ماندن در اغلب موارد تهیه شورت‌‌های آموزشی 
 سن مرحله رشد فعالیت‌‌های کمکی
حدود ۱۸ ماه معمولا دفع مدفوع پس از غذا خوردن پس از هر وعده او را روی لگن بگذارید
حدود ۲ سال احساس آرامش هنگام نشستن روی لگن هر کاری با لگن می‌‌‌کند با آرامش و شادی باشد
حدود ۳۰ ماه اشتیاق کودک برای تمیز بودن اگر تمیز ماند او را تحسین کنید
همونطور که در جداول می‌بینید مراحل خیلی چیز پیچیده‌‎ای نیست. اما همین چند مرحله ساده بعضی وقت‌ها نگرانی‎‌های جدی‌ای رو برای والدین درست می‌کنه و بعضی وقت‌ها حتی تا ۶ – ۷ سالگی هم بچه‎‌ها روی کنترل دفع مشکل دارند.
حالا چند نکته رو در مورد دفع و مراحل تکمیل سیستم دفع و کنترل اون می‌نویسم و امیدوارم که مفید باشه.
۱- بچه‎‌ها در مورد دفع خیلی با هم متفاوتند و این از همون روزای اول واضحه مثلا یه بچه هست که روزی دو سه بار دفع مدفوع داره (به قول معروف شکمش کار می‌کنه) یکی هم هست دو سه روز یک بار. تا اونجایی که من خوندم و پرسیدم و با پزشک بچه‌‎ها مشورت کردیم اگر از یک حدی مثلا روی ۵ – ۶ بار بیشتر نباشه و از یک حدی کمتر مثلا هفته‌ای دو بار مشکل جدی محسوب نمی‌شه. البته خوب باید مثلا به اون‌‌هایی که کمتر دفع دارند از همون اول ملین داد و بعضا ماساژ شکم و کمک کردن در دفع هم خوبه. باز اینطور که فهمیدم اگر این کار نکردن به حدود یک هفته برسه (در بچه‌‎های زیر یک سال) باید جدی گرفته بشه و به پزشک مراجعه کنید. در مورد دفع ادرار هم بچه‌‌‎ها مختلفند اما اگر در زیر شش ماه مدت طولانی مثلا بیش از ۶ ساعت پوشک خشک مونده باشه باید بهش توجه کرد.
۲- یه وقتی می‌‌رسه که می‌‌بینید بچه یه لحظه همینطور می‌مونه یا به یه جا خیره می‌شه یا میره یه گوشه و زور می‌زنه، اون همون وقتیه که احساس دفع درش پیدا می‌شه. معمولا از ۷ – ۸ ماهگی به بعد این اتفاق میفته. در این شرایط هیچ کاری به کار بچه نداشته باشید و بذارید راحت باشه.
۳- قدیمی‎‌ترها (مثلا مادربزرگای ما) بعضیاشون بچه رو از چند ماهگی حتی ۴۰ روزگی سرپا می‌‌‌گرفتن. حالا احتمالا مثلا اینقدر هم وای میستادن تا بچه یه کاری بکنه و احساس موفقیت می‌کردن. نمی‌دونم این کار درسته یا نه ولی به نظرم اگر دفعی هم اتفاق می‌فتاده خود بچه احساسی از این داشته مثلا با ریختن آب یا قلقلک دادن زانو بچه رو تحریک می‌‌کردن و این باعث تخلیه ادرار می‌‌شده. به نظر می‌‌رسه قبل از احساس دفع این کار خیلی مفید نباشه. (البته به نظر می‌رسه! چون خیلی کارهای قدیمیا بر اساس یک حکمتی بوده که بعضیش رو من نمی‌فهمم اینم یکیشه که یا من نمی‌فهمم یا واقعا مفید نبوده). به هر حال از حدود ۹ ماهگی یعنی وقتی که بچه کاملا می‌شینه، میشه کم‌کم با لگن آشناش کرد. البته نه اینکه بخواد ازش استفاده کنه فقط برای عادت کردن بهشه. یعنی اساسا تا ۱۸ ماهگی هیچ اصرار نکنید که در لگن کارش رو بکنه ولی اگر کرد تشویقش کنید.
۴- بعضی بچه‌‎ها به دلایلی ادرار و مدفوعشون رو نگه میدارن که این خیلی مضره و بیشتر ناشی از عوامل روانی هم هست. ضمنا نگه داشتن کنترل رو هم کم می‌کنه مخصوصا نگه داشتن مدفوع که یبوست و نفخ میاره و کنترل ادرار رو برای بچه خیلی سخت می‌کنه و بعضی وقتا بچه اختیار ادرارش رو از دست میده. حتما سعی کنید عوامل منفی دفع کردن رو چه از نظر روانی و چه از نظر تغذیه و اگر لازمه با دارو رفع کنید. در طب سنتی ما هم میگن یبوست مادر مرض‌ها است. بچه اگر به موقع و خوب تخلیه نشه علاوه بر مشکلات رشد جسمی دچار مشکلات روانی و خستگی و بی حالی هم می‌شه. ضمنا دفع بد یکی از عوامل کوتاهی قد هم شناخته شده (راست و دروغش گردن اونایی که شناختن). بنابراین برای بچه‌‎های زیر دو سال، دادن چیزهای ملین، تشویق هنگام دفع عدم وارد کردن استرس خصوصا وقتی بیرون خونه هستید و ماساژ شکم و تحرک می‌تونه مفید باشه. برای بچه‎‌های بزرگتر هم تحرک و خوردن غذاهای فیبردار و ملین و راحت دستشویی رفتن و بدون استرس بودن خیلی مهمه.
۵- اما یکی از درگیری‌های اغلب والدین از پوشک گرفتن بچه است. اولا عجله نکنید. قدیما مادرا چون باید کهنه می‌‎شستن عجله داشتن. الآن پدرا که باید پول پوشک رو بدن!! وقت گرفتن از پوشک در بچه‌‎های مختلف متفاوته از دو سال شروع می‌شه تا بعد از ۳ سال هم ممکنه برای بعضی بچه‎‌ها طول بکشه. طبیعی هم هست که اوایلش از دستشون در بره! که برای این هم این شرت‌های آموزشی اومده که تا حدی ضریب اطمینان رو بالا می‌بره. با این حال اگر دیدی از دست بچه در رفت به روش نیارید. کلا در این کار تشویق در مواقع موفقیت خیلی بهتر از تنبیه جواب میده.
۶- اوایلی که دارید بچه رو از پوشک می‌گیرید روزها می‌تونه خودش رو کنترل کنه اما شب‌ها نه. یه چندماهی برنامه روز و شب باید متفاوت باشه یعنی روزها بچه آزاد باشه که اون هم می‌تونه از چند ساعت در روز و با نظارت یا در محیطی خاص شروع بشه بعد کم‌کم زیاد کنید زمانش رو اما وقتی دیدی شب‌ها هم خشکه می‌تونید کامل از پوشک بگیریدش. ضمنا بعد از این هم ممکنه کم و بیش بعضی وقت‌ها خصوصا شب‌ها از دست بچه در بره که می‌تونید زیر دشکش یک چیز پلاستیکی پهن کنید که بیرون نزنه! البته چون بچه‌ها معمولا توی خواب یه جا وای نمیسن این کار خیلی فایده نداره فقط برای روحیه خودتون خوبه!!
۷- برای کسانی که مثل من به نجس و پاکی حساسند، توصیه می‌کنم این رو به روی بچه نیارید. چون در پست قبل نوشتم که بچه‌ها استاد گیر آوردن نقطه ضعف والدین هستند. اون‌وقت دیگه تا مدت خوبی نمی‌تونید درستش کنید! پیشنهاد می‌کنم برای اینکه خیلی به آب و آب‌کشی نیفتید یه جا رو به عنوان مقر مانور کودک تازه از پوشک گرفته شده در وقت‌هایی که آزاده تعیین کنید و با اونجا هم تا زمان موفقیت عملیات کاری نداشته باشید. آخرش یه دفعه اونجا رو آب بکشید. این راحت‌‎ترین کاره! 
۸- یک نکته خیلی مهم که خودمون تجربه‌اش کردیم اینه که اگر بعد از یکی دو هفته دیدید اشتباه کردید و الآن وقت از پوشک گرفتن بچه نبوده و پیشرفتی در این زمینه نداره بی‌خودی اصرار نکنید. مجددا یه دو سه ماهی پوشک ببندید به بچه تا اون شکست دفعه قبل از یادش بره بعد دوباره شروع کنید و ترجیحا با یک تکنیک و استراتژی متفاوت! اگر اون فرایند ناموفق رو ادامه بدید بعیده به سادگی بتونید به نتیجه برسید. ضمن اینکه تجربه بدی برای بچه می‌شه و بهش استرس وارد می‌شه.
۹- در بعضی موارد بچه‌‎های بزرگتر در شرایطی خاص ممکنه دوباره شب ادراری پیدا کنند یا حتی در روز هم خودشون رو خیس کنند و ممکنه این کار از روی عمد باشه. مثلا یک مورد سراغ دارم که یک بچه حدودا ۶ ساله وقتی بچه دوم به دنیا میاد یه همچین عکس‌العملی از خودش نشون داده و تا مدتی توی خونه کارش رو می‌کرده و دستشویی نمی‌رفته. در این شرایط همون کارایی رو بکنید که هنگام زلزله و بلایای طبیعی باید کرد! یعنی خونسردی خودتون رو حفظ کنید و با این موضوع به صورت یک چیز طبیعی برخورد کنید و سعی کنید حواس بچه رو از موضوعی که بهش حساس شده پرت کنید که این ممکنه با تغییر محیط باشه. باز هم اینجا تشویق بهتر از تنبیهه.
۱۰- بچه‌‎ها رو هر چند وقت یکبار (یکی دو سال یکبار خوبه) یک چکاپ کامل بکنید در این آزمایشات اگر خدای ناکرده مشکلاتی در سیستم دفع ادرار یا گوارش باشه معمولا خودش رو نشون میده. مثلا در پسر اول من یک سنگ‌ریزه کوچولو توی کلیه‌اش پیدا شد که خدا رو شکر با یک سری دارو و توصیه‌‎های تغذیه‌ای خوب شد. این مشکلات کوچک در اثر بی‌توجهی ممکنه به مشکلات بزرگتر تبدیل بشن.
خرداد ۹۳

مراحل رشد (رشد شخصیتی)

خوب از مراحل رشد اصلی‌هاش رو نوشتم یکی دو مورد مونده که در این پست و پست بعد ان‌شاءالله می‌نویسم. یکی از این ابعاد رشد شخصیتیه. البته من خودم هم خیلی نفهمیدم منظور از این رشد شخصیتی چیه!! چون تعاریف مختلفی برای این بعد از رشد گفته شده من برخیش رو می‌نویسم البته به نقل از منابع دیگه که لزوما قبولشون ندارم. فقط می‌نویسم که بدونید چه چیزهایی رو میگن رشد شخصیتی و چقدر تفاوت هست در این رابطه!
شخصیت کودک شما از سه جزء اصلی تشکیل شده است در واقع مخلوطی از این سه جز به مقادیر مختلف است. تهییج‌‌پذیری که عبارت است از گرایش به اینکه به راحتی و شدیدا ناراحت و درمانده شود. کودکان هیجانی زیاد گریه می‌‌کنند و آرام کردن آنها بسیار مشکل است. فعالیت یعنی مقدار انرژی که صرف فعالیت‌‌های مختلف و بی‌قراری می‌‌شود، کودکان فعال بی‌‌قرارند و زیاد نمی‌‌خوابند و تحرک و سرعت بیشتری حتی در صحبت کردن نشان می‌‌دهند. اجتماعی بودن به معنای طلب برخورداری خاصی از ثمرات تماس اجتماعی است.  
یک دیگه اینه:
روان‌شناسان امروزه از “کودک توانا” سخن می‌گویند، چون آنها توانایی‌های بسیاری را که کودکان با آن به دنیا می‌آیند، تشخیص داده‌اند. دانشمندان در دوره‌های مختلف جنبه‌های گوناگونی از شخصیت کودک را بررسی کرده‌اند. در سال‌های اخیر، “مهارت‌های شناختی کودکان” موضوع تحقیقات زیادی بوده است. در نتیجه اکنون در مورد فهم و ادراک کودک در مقایسه با ۲۴ سال پیش به اطلاعات بیشتری دست یافته‌ایم… در این تعریف بسیاری از مراحلی که ما در رشد حرکتی، ذهنی، مهارتی و اجتماعی گفتیم رو به عنوان ابعاد مختلف رشد شخصیت محسوب می‎‌کنند.
در یک متن دیگه اینجوری اومده:

  “رشد شخصیت فرد از کودکی آغاز می‌شود و به تدریج در قالب مجموعه‌ای از واکنش‌های رفتاری ویژه‌ی کودک، شکل گرفته و ظاهر می‌گردد. هر چند از سن کودک بگذرد واکنش‌های او اختصاصی‌تر می‌شوند. در واقع شخصیت هر فرد دارای یک سازمان پویا و پایدار است که حاکم بر رفتار و کردار وی می‌باشد. برخی از این سازمان‌ها دارای وحدت عمل هستند و برخی دیگر به تفاوت انسجام و وحدت عمل کمتر و بیشتری دارند. در شکل‌گیری شخصیت، دو عامل اساسی وراثت و محیط و تأثیر متقابل آنها نقش مهمی دارند.”

در منابع و متن‌های مختلف چیزای دیگه‌ای هم هست که می‌تونید مراجعه کنید و ببینید که البته توصیه نمی‌کنم چون غیر از تشویش ذهن به آدم اضافه نمی‌کنه. یعنی کلا من اینجوری فکر می‌کنم توی یک زمینه که متخصصا هم به نتیجه نمی‌رسن آدم نباید خودش رو درگیر مباحث تئوریک کنه. بنابراین من یک تعریف کلی رو که به نظرم می‌تونه یه جمع‌‎بندی بین اینها باشه رو میگم. شما هم می‌تونید تعریف خودتون رو از شخصیت داشته باشید.
شخصیت برآیندی از ویژگی‌های ظاهری، ذهنی، روانی و روحی افراده که به صورت یکپارچه برداشت جامعه از اون فرد رو تشکیل میده. یک شخصیت هم داریم که برداشت شخص از خودشه در بچه این دو تا خیلی بهم نزدیکه چون بچه‌ها خیلی بلد نیستن اونی رو که هستن پنهان کنند و یک چیز دیگه به دیگران نشون بدن البته (شاید متأسفانه) از سه سالگی به بعد کم کم این بازی‌‌ها در کودک هم شروع می‌‌شه! 
حالا اگر این تعریف رو بپذیریم می‌‌تونیم بگیم رشد شخصیتی حاصل همه ابعاد رشده. یعنی حتی رشد جسمی هم در شخصیت افراد مؤثره. برای درک بهتر این موضوع یک بچه سالم و رشید رو با یک بچه‌‎ای که خدای نکرده مشکلات حرکتی داره مقایسه کنید. طبیعتا ویژگی‌های شخصیتی این دو از وضعیت جسمیشون تأثیر می‌گیره. البته ممکنه اون که مشکل داره شخصیت بسیار قدرتمندتر و بهتری داشته باشه تا اونی که سالمه. بدیهیه که رشد ذهنی، اجتماعی، شناختی و مهارتی هم بسیار در این موضوع مؤثره. 
اما نکته مهم اینه که رشد شخصیت فقط حاصل برآیند سایر ابعاد رشد هم نیست. یعنی ممکنه دو کودک از نظر جسمی، مهارتی، ذهنی و درکی رشد نسبتا یکسانی داشته باشند اما شخصیت‌های کاملا متفاوتی داشته باشند. یادمه بچه که بودیم یه جفت دوقولوی همسان توی کوچه ما بودند که از نظر قد و قواره و جسمی کاملا شبیه هم بودند، از نظر ذهنی و حرکتی هم خیلی شبیه بودند. هر دو توی یک کلاس و معدل‌ها در حد دهم نمره مثل هم و طبیعتا خانواده و محیط‌های دوتاشون هم کاملا یکی بود چون به ندرت می‌شد این‌ها رو جدا از هم دید. اما شخصیت‌های این‌ها کاملا با هم متفاوت بود. یکی عصبی و زودجوش و تقریبا بدخلق و یکی آرام و صبور و خوش برخورد. جالبه که خیلی‌ها این‌ها رو نمی‌تونستند از قیافه‌شون تشخیص بدن و از اخلاقشون می‌شناختن. معروف بود که می‌گفتن خوش اخلاقه یا بداخلاقه! خوب همین یک مثال می‌تونه نشون بده که شخصیت چیزی فراتر از سایر ابعاده هرچند کاملا به اون‌ها هم مربوطه.
بنابراین می‌شه اینطور گفت شخصیت برآیند همه چیز در کودکه یعنی ویژگی‌های وراثتی و ظرفیت‌های ذاتی و خدادادی، محیط رشد، تعاملات اجتماعی و رشد در همه ابعاد. شاید بشه گفت رشد شخصیتی همون تربیت بچه است یعنی خیلی نزدیکی بین بچه با تربیت و با شخصیت هست. در مورد تربیت هم خیلی حرف‌های مختلفی زدن که پرداختن بهشون یه مجال مناسب می‌طلبه.
فعلا برای اینکه این پست هم از جدول خالی نباشه یک جدول خیلی ساده که برآیند برخی مراحلی است که گفتند رو میارم. البته این رو حتی به اندازه قبلی‌ها هم نمی‌تونیم روش حساب کنیم. اما دونستن تغییراتی که به صورت تجربی بهش رسیدن بد نیست چرا که می‌تونه تحمل ما رو نسبت به برخی رفتارهای به ظاهر اعصاب خورد کن بچه‌‌ها زیاد کنه و به ما بفهمونه که این رفتارها طبیعی و بخشی از فرایند رشد اون‌هاست که خیلی هم نباید جلوش رو گرفت.
 سن مرحله رشد  فعالیت کمکی 
از بدو تولد تا ۳۶ هفتگی  عاشق همراهی، در آغوش گرفتن، اسباب‌بازی و آدم‌ها و یا برعکس  لبخند زدن به کودک – داشتن آهنگ صدایی محبت‌آمیز و تسکین‌دهنده – تماس بدنی با وی 
از ۹ تا ۱۸ ماهگی  پیدا کردن شخصیت متمایز مثل جدی بودن، حساس بودن، لجاجت و … – نشان دادن تمایل به خشنود کردن شما  انعطاف‌پذیر باشید و از زور استفاده نکنید، او را همانگونه که هست بپذیرید.
از ۱۸ ماهگی تا ۲ سالگی علاقه به کمک به دیگران یا برعکس – زود اشکش جاری شود یا انتقادپذیر باشد  تصمیمات او را بپذیرید اوقات خاصی را به او اختصاص دهید و با او باشید او را به سخاوتمندی تشویق کنید. اگر فقط یک فرزند دارید هرچه را می خواهد به او ندهید.
 از ۲ تا ۳ سالگی شخصیت کودک بروز کامل می‌‎یابد – همه کارهای او حکم آزمون را دارد – موفقیت برای رشد او در همه ابعاد ضروری است به او کمک کنید موفق شود. به او کمک کنید به دنبال مسائل و چالش‌های جدید باشد – به او اطمینان دهید و ترس را از او دور کنید.
اما نکاتی در مورد این بعد از رشد هست که البته هر چقدر جدولش کوتاهه نکاتش زیاده که من چند مورد رو خدمتتون می‌نویسم.
۱- شخصیت بچه بازتاب رفتار والدین و اطرافیانه. پس اگر می‌خواهید شخصیت بچه درست شکل بگیره و خوب رشد کنه خودتون رو درست کنید و به ارتباطات کودک با دیگران نظارت داشته باشید و بچه رو از سر خودتون باز نکنید. به زور هم که شده پیش بچه‌ها خوب باشید. بالاخره همه ما اشکالات و بدی‌هایی داریم اما میشه اینا رو پیش بچه‌ها پنهان کرد که البته این کار می‌تونه به بهتر شدن خودمون هم منجر بشه. در مورد نقش تربیت بچه روی پدر و مادر هم یادم باشه یک پست بنویسم. (البته اگه خدا بخواد.)
۲- به خاطر هیچ رفتاری از قبیل ترس، اضطراب، بی‌‎قراری و غیره تو سر بچه نزنید و او رو تحقیر و تنبیه نکنید. تغییر شخصیت به هیچ وجه در چند دقیقه، چند ساعت و چند روز اتفاق نمی‌افته؛ مطمئن باشید. برای اصلاح این ناهنجاری‎‌ها باید صبر داشته باشید و با حوصله و روی خوش سعی در از بین بردن زمینه‌‎های اون‌ها داشته باشید.
۳- تا اونجا که ممکنه روی خود ناهنجاری یا رفتارهای غلط بچه زوم نکنید و بهش تذکر مستقیم ندید. اینا مثل برآمدگی‎‌های فرش می‌مونن پا رو که روشون میذاری ممکنه درست بشن اما از یه جای دیگه می‌زنن بیرون. راه درست کردنشون اینه که بری گوشه فرش رو بکشی تا صاف بشن. رفتارهای نامطلوب بچه‌ها هم همینطوره. مثلا اگر روی پرخاشگری به صورت مستقیم تمرکز کنید و بچه رو دعوا کنید ممکنه به صورت ترس و عدم اعتماد به نفس خودش رو نشون بده باید از کمی دورتر یعنی گوشه فرش زمینه‌‎های این پرخاشگری رو از بین برد.
۴- تا اونجا که ممکنه وقتی یه رفتار بد می‎‌بینید تذکر ندید وقتی بچه خوبه به صورت کلی در مورد رفتارهای بد و خوب اون هم در مورد افراد دیگه البته نه شخص خاصی صحبت کنید. مثلا اگر بچه داد میزنه وقتی داد زد بهش چیزی نگید. وقتی حالش خوبه و کلی تعریف می‌کنید و احتمالا یه چیزی هم براش خریدید بهش بگید ببین اینجوری چقدر خوبه اما همه که اینجوری نیستن بعضیا داد می‌زنن و بد اخلاقن هیچ کس هم دوستشون نداره. اینجوری بچه با شما همراه میشه و قبول می‌کنه و مطمئن باشید این در یادش می‌مونه مخصوصا اگر تکرار بشه.
۵- در بچه‎‌های کوچک زیر سه سال مخصوصا بین یک تا سه سال ممکنه بچه‎‌ها لجباز بشن و بهانه بگیرن. در این شرایط هیچ نصیحت، دعوا و حتی قربون صدقه رفتن هم نتیجه نمیده. در این موارد حواس بچه رو از موضوعی که داره بهانه‌اش رو می‌گیره به یک موضوع جالب پرت کنید. این بچه دومی ما خیلی به نگاه کردن از پنجره علاقه داره هر وقت بهانه می‌گیره و به یه چیزی گیر میده، می‌بریمش جلوی پنجره و یک چند دقیقه‌ای حیاط و خیابون و این‌ها رو نشونش می‌دیم معمولا بعد چند دقیقه موضوع اول از یادش میره و وقتی میاریمش کنار درست می‌شه. اولی به حیوانات علاقه داشت با یه کتاب حیوانات، مستند حیوانات یا چیزی مربوط به حیوانات مشغولش می‌کردیم تا یادش بره.
۶- بچه‌ها استاد پیدا کردن نقطه ضعف پدر و مادر هستن و اگه بفهمن شما به یه چیزی مثلا گریه کردن، داد زدن، قهر کردن یا هر چیز دیگه‎‌ای حساسید و کنترلتون رو از دست می‌دید دقیقا روی همون زوم می‌کنن. لذا تا اونجا که ممکنه سعی کنید کنترل خودتون رو از دست ندید و ضعف نشون ندید.
۷- تناقض بدترین چیز در رشد شخصیت کودکه. تناقض در رفتار و گفتار شما در زمان‌های مختلف یا تناقض در گفتار یا رفتار پدر با مادر فرصت برای لایی کشیدن و استدلالات الکی رو برای بچه ایجاد می‌کنه. یادمه یکبار پسرم در حدود سه سالگی از اینکه من می‌گفتم ببخشید و مامانش می‌گفت معذرت می‌خوام استفاده کرده بود یه قانون گذاشته بود و گیر داده بود به مامانش که تو یه چیزی میگی بابا یه چیز دیگه و من به همین دلیل نمی‌گم معذرت می‌خوام شروع کرده بود گریه و زاری که آخرش زنگ زدن به من سر کار تا بهش بگم که این دو تا یکیه چون مامانشم که گفته بود قبول نمی‌کرد! حالا خودتون ببینید تناقض توی چیزای مهمتر چه داستانی درست می‌کنه! بنابراین متناقض صحبت و رفتار نکنید و این نمی‌شه مگر اینکه راست بگید. چون دروغ به هر دلیلی حتی مصلحتی تناقض رو به دنبال میاره. با هم هماهنگ باشید و اختلافاتتون رو پیش بچه کنار بذارید. این خصوصا تا ۶ – ۷ سالگی بچه‌ها خیلی مهمه.
۸- نذارید شخصیت بچه‎‌هاتون با چند تا دست‌خط نوشته بشه. اینایی که بچه رو از سر باز می‌کنن و هر روز می‌فرستنش پیش یکی و حتی بعضا می‌شه بچه دو سه ساله رو چند روز میذارن پیش آشنا یا فامیل بدونن که آدما هرچند خوب اما سبک تربیتیشون با هم فرق می‌کنه. اگه بچه‌‎تون اونطوری که می‌خواستید نشد، شاکی نشید چون حاصل تربیت افراد مختلفیه! حتی پدر بزرگا و مادر بزرگا اگر هماهنگ نباشن ممکنه در تربیت بچه مشکلاتی ایجاد کنند. خصوصا اونایی که خیلی دلسوزی می‌کنن و قربون صدقه بچه میرن و هرچی می‌خواد در اختیارش می‌ذارن. و خدا نکنه اون روز بیاد که بچه از پدر و مادرش به یکی دیگه پناه ببره و از خونه فراری باشه!
۹- بچه زیر ۷ سال نمی‌تونه در مقابل خواسته‎‌های خودش خیلی مقاومت کنه. بهش هم زور نگید که این کار رو بکن اینو نکن. اون کارایی که نباید بکنه باید زمینه‌اش رو جمع کرد. نمی‌تونید چیپس نشونش بدید یا توی کمد باشه ولی بگید نخور. نمی‌شه بفهمه مثلا الآن کارتون داره بعد بگین نبین. همون قدر که جلوگیری از خواسته‎‌های بچه سخته، فیلتر کردن و هدایت خواسته‎‌هاش راحته. خواهشا تریپ روشن‎‌فکری هم برندارید که نه بچه باید آزاد باشه هرچیزی رو تجربه کنه بعد به اراده خودش انتخاب کنه این چیزا به فرض محال درست هم که باشه مال بچه ۳- ۴ ساله نیست. الآن پسر ما بعد ۶ سال نه می‌دونه برنامه عمو پورنگ کیا پخش میشه، نه می‌دونه فیتیله چیه نه هیچ کدوم از برنامه‌‎های دیگه تلویزیون. هیچ مشکلی هم نداریم. روزی یک ساعت یک برنامه خاص شبکه آموزش رو می‌بینه هیچ بهانه هم نمی‌گیره! ماها وقتایی که حوصله نداریم هر چیز جذابی رو می‌ذاریم جلوی بچه، وقتایی که دغدغه تربیت می‌گیردمون می‌خوایم جلوش رو بگیریم. 
۱۰- در مورد شخصیت بچه خیلی سخت نگیرید. شخصیت‌های بسیار متفاوتی می‌تونه شخصیت خوب باشه. لزوما نمی‌شه گفت مثلا بچه درونگرا خوبه یا برونگرا، بچه ساکت خوبه یا شلوغ، بچه کنجکاو (بعضیا میگن فضول) خوبه یا بچه سر به راه و خیلی ویژگی‌های شخصیتی دیگه. اما شما تا اونجایی که ممکنه نقش متعادل‌کننده رو داشته باشید اونم نه به زور و با تحقیر و مقایسه و سرزنش. مثلا اگر بچه زیادی محتاطه یه خورده شجاعت رو درش تقویت کنید و در موقعیت‌های چالش‌برانگیز قرارش بدید. اگر خیلی نترسه و کارای خطرناک انجام میده کمی بترسونیدش و خلاصه ویژگی‌هاش رو رصد کنید و با رفتارهای خودتون متعادلش کنید. خلاصه‌اش اینه که با بچه نجنگید. شخصیتش رو همونطور که هست بپذیرید و برای اصلاح در بلندمدت با کار روی خودتون تلاش کنید نه فشار روی بچه.
خرداد ۹۳

مراحل رشد (مهارت‌‌های حرکتی)

   در پست قبل در مورد مراحل رشد توضیح دادم و ابعاد و جنبه‌‎های مختلف مراحل رشد را فهرست کردم. از این پست به یاری خدا سعی می‌کنم این مراحل رو توضیح بدم و رخدادهایی که در هر بعد در رشد اتفاق میفته رو کمی باز کنم.
   در این پست به رشد حرکتی خواهم پرداخت. رشد حرکتی یکی از مهمترین و شاید مهمترین بعد رشد کودکه. از این جهت می‌گم مهمترین که سایر ابعاد رشد هم تقریبا نسبت مستقیمی با رشد حرکتی دارند یا خدای ناکرده مشکلات رشد و عقب‌افتادگی‎‌ها در ابعاد دیگه‎‌ی رشد خودش رو در رشد حرکتی یه جوری نشون میده. مثلا مشکلات مغزی و ذهنی معملا با عقب افتادن رشد حرکتی همراه هستند یعنی بچه‎‌هایی که مشکلات ذهنی دارند معمولا دیرتر هم می‌نشینند، دیرتر راه می‌روند یا یک مشکل حرکتی پیدا می‌کنند.
   بنابراین لازم است همه پدر مادرها در مورد مراحل رشد حرکتی کودک بدانند و نسبت به این مراحل حساس باشند. البته حتما تا حالا فهمیدید که من با نگران شدن یا وسواس داشتن در این موارد مخالفم و معتقدم نمی‌شه گفت لزوما بچه‌ای که کمی دیرتر نشست یا دیرتر راه رفت مشکل داره اما نباید بی‌خیال هم از کنار این موراد گذشت خصوصا اگر چند تاش با هم اتفاق بیفته.
   بگذریم! من فهرست‌وار برخی مراحل رشد حرکتی و زمان‌هاشون رو درآوردم که در جدول زیر اومده. البته یک ستون دیگه هم گذاشتم که نشون میده در این مراحل والدین باید چه کنند که به رشد کودک کمک کنند.
 سن مرحله رشد  اقدامات کمکی  
 بین ۰ تا ۲ هفته  جمع کردن دست‌ها و پاهایش به داخل بدن انجام تمرینات ملایم پا مثل خم و راست کردن آن‌ها
 حدود ۴ هفته پایین افتادن سر نوزاد حرکت دادن اشیاء در میدان دید نوزاد
 حدود ۶ هفته زانوها و باسن او درحال نیرومند شدن است و به اندازه گذشته جمع نمی‌شوند تمرینات کشیدن پا هنگام تعویض پوشک
 حدود ۸ هفته نگه داشتن کوتاه سر در حالت ایستاده یا نشسته یا دمر چیزهایی بدهید به او که به سوی آنها دست دراز کند
 حدود ۱۲ هفته نگه داشتن سر به بالا در حالت دمر انجام بازی‌های تقویت عضلات: با خواباندن وی به پشت و کشیدن آرام او به حالت نشسته با او بازی کنید
 حدود ۱۶ هفته علاقمند به نشستن ولی احتیاج به کمک دارد انجام بازی‌هایی با او که موجب چرخش وی به دو طرف شود
 حدود ۲۰ هفته کامل کنترل کردن سر انجام بازی‌‌هایی برای استوار کردن سر او مثل تکان دادن مکرر او
 حدود ۲۴ هفته قوی شدن عضلات به قدری که وزنش را روی ساعدهایش می‌‌‌اندازد دادن تمرین‌هایی برای تحمل وزن بدن مثلا بالا و پایین انداختن او
 حدود ۲۸ هفته هنگام خوابیدن روی شکم وزن خود را با یک دست تحمل کند کودک را تشویق کنید سرش را بلند کند
 حدود ۳۲ هفته اگر دست‌هایش را نگه دارید بالا و پایین می‌پرد او را وادار به حرکت کنید، با صدا زدن نامش و نشان دادن اسباب‌بازی مورد علاقه او را تشویق به حرکت کنید
 حدود ۳۶ هفته به مدت ۱۰ دقیقه می نشیند
غلتیدن
تلاش برای چهار دست و پا رفتن
کمک به تحمل وزنش روی پاها با گرفتن دستانش به یک صندلی
 حدود ۴۰ هفته تغییر وضعیت از حالت نشسته به خوابیدن – توانایی در بالا کشیدن خود آموزش قدم برداشتن – تشویق به چهاردست و پا
 حدود ۴۴ هفته چهار دست و پا حرکت کردن – قدم برداشتن کمک به ایستادن
 حدود ۴۸ هفته برگشت به عقب در حالت نشسته و برداشتن اشیاء بدون تلوتلو خوردن کمک کنید در حال ایستاده پهلو به پهلو کند
 حدود یکسالگی راه رفتن با گرفتن یک دست او تشویق کنید به طرف شما بیاید
 حدود ۱۳ ماه ایستادن به تنهایی و برداشتن اولین قدم به تنهایی ایستادن را با او تمرین کنید
 حدود ۱۵ ماه توانایی خم شدن روی زانوها و پایین آوردن برای شستن بدن بدون کمک دیگران فراهم کردن صندلی محکمی برایش برای نشستن و پایین آمدن از صندلی
 حدود ۱۸ ماه حرکت رو به عقب – بالا رفتن از پله بدون کمک عضلات باسن و زانو را ورزش دهید
 حدود ۲۱ ماه به سرعت توقف کند و کنج‌‌ها را دور بزند استفاده از کودک در فعالیت‌های روزمره
 حدود دوسال شروع به هماهنگی عضلات کرده و از حرکات موزون لذت می‌برد نانای کردن را با او انجام دهید
 حدود ۳۰ ماه  می‌تواند بپرد و سر پنجه راه برود دادن اسباب‌بازی چرخدار مثل سه چرخه یا اسب‌های چوبی و … تا رویش بنشیند
   در مورد این نکته چند تا نکته رو باید یادآوری کنم:
اول اینکه در منابع مختلف مراحل دیگه‌‌ای هم ممکنه پیدا بشه و می‌تونید به اون‌ها هم مراجعه کنید. من مهمترهاش رو و اون‌هایی که از منابع معتبرتر بود رو لیست کردم.
دوم در مورد زمان‌ها است که می‌بینید اغلبش رو زدم حدود چون واقعا هر بچه‌‎ای یه جوره و بسته به مرحله رشد می‌تونه یک تلورانسی داشته باشه. در برخی منابع ممکنه شما اعداد دقیق مثلا بین این تا این ببینید. به نظر من اینا درست نیست و جز نگرانی برای پدر مادرا چیزی نداره. 
سوم ترکیب این‌ها خیلی مهمتر از تجزیه‌‎شونه. یعنی ممکنه یه بچه‌‎ای دیرتر بشینه خوب ممکنه مثلا مربوط به شل بودن استخوان‌هاش باشه یا مثلا یکی چاق‌تره به خاطر وزنش دیرتر راه بیفته اما اگر چند تا از این‌ها یا همه‌اش داره با تأخیر اتفاق میفته مراقب باشید و دقیق پیگیری کنید و به قول این سایت‌های پزشکی، با پزشک خود مشورت کنید.
چهارم هم اینکه بچه رو به زور وادار نکنید یک مرحله رو جهشی بخونه!!! یعنی مثلا زودتر از اونی که می‌تونه بشینه یا بایسته یا … این کار می‌تونه فیزیولوژی بدن کودک رو دچار مشکل کنه. در مورد پسر اولم یادمه که دکترش توصیه می‌کرد تا جایی که ممکنه بذارید خوابیده باشه و با کمک نشونیدش که به ستون فقراتش فشار میاره.
پنجم در مورد ایستادن و راه رفتن تا جای ممکن از روروئک استفاده نکنید. روروئک هم برای حالت پاها و رشد حرکتی مضره هم برای رشد ذهنی که تو پستای بعدی توضیح میدم. به جای روروئک می‌تونید از واکر استفاده کنید.
خرداد ۹۳

مراحل رشد (مهارت‌‌های دست)

    اولین سؤال که مطرحه اینه که این مهارت‌‌ها هم یه نوعی مهارت حرکتی است چرا این‌‌ها رو از اون قبلی‎‌‌ها جدا کردند؟ پاسخ اینه که درسته این مهارت‌‌ها هم حرکتی هستند اما فقط حرکتی نیستند. لازمه این مهارت‌‌ها مهارت‌‌های شناختی، تمرکز و هماهنگی اعصاب و عضله است که در مهارت‌های جابجایی حرکتی که در پست قبل نوشتم اینجوری نیست. یعنی مثلا برای نشستن یا راه رفتن و این موارد خیلی شناخت و ذهن درگیر نیست اما در مهارت‌های دستی مثل گرفتن و رها کردن یا مثلا خوردن غذا به صورت مستقل، حواس و تمرکز و هماهنگی لازمه و یک کاری رو کودک با تصمیم انجام میده. بنابراین این مراحل بسیار مهمن هم از نظر حرکتی هم از نظر شناختی و حتی ذهنی. یعنی ممکنه یک کودک از نظر حرکتی همه چیزش مثلا نشستن و راه رفتن و … به موقع باشه اما در این مهارت‌های دستی تأخیراتی داشته باشه. این می‌تونه نشون‌دهنده اختلال در رشد باشه. مثلا در برخی موارد اوتیسم، همه مراحل جابه‌جایی حرکتی خوبه، اما به دلیل اختلال در تمرکز و هماهنگی بسیاری از مواردی که در این بخش خواهم گفت مشکل دارند، یعنی یا با تأخیرند یا در برخی موارد اصلا اتفاق نمی‌‎افتن.
   در جدول زیر مراحل این بعد از رشد رو هم مثل پست قبل در یک جدول خلاصه کردم که در ادامه آوردم.
سن مرحله رشد  فعالیت کمکی 
حدود ۰ تا ۳ هفته بسته نگه داشتن دست‌هایش در اغلب اوقات  انگشت خود را در حالی که او انگشت شما را محکم گرفته بکشید 
حدود ۴ هفته  بسته نگه داشتن دستان  انجام بازی‌‌هایی که در آن یکی یکی انگشتان را باز می‌‌کنید 
حدود ۶ هفته  باز بودن دست‌ها در بیشتر اوقات  قلقلک کف دست و نوک انگشتان با چیزهای نرم و خز مانند 
حدود ۸ هفته بیشتر و بهتر باز کردن دست‌هایش – شروع آگاهی نسبت به دست‌ها  افزایش آگاهی او نسبت به دستانش با در اختیار قرار دادن اشیا نرم 
حدود ۱۲ هفته  گرفتن جغجغه و نگه داشتن چند دقیقه‌‌ای بازی با انگشتان – دادن جغجغه به دستش 
حدود ۱۶ هفته هم زمان تکان دادن دست‌ها و پاها – تکان دادن جغجغه  اشیای جالب توجه 
حدود ۲۰ هفته قرار دادن هر چیزی در دهان – لذت بردن از مچاله کردن کاغذ تمرین دادن و گرفتن با او 
حدود ۲۴ هفته  شیء را از دستی به دست دیگر می‌‌دهد  شروع به دادن غذاهای دستی کنید 
حدود ۲۸ هفته چنگ زدن به اشیا و دراز کردن انگشتان خود  تغذیه مستقل را ادامه دهید 
حدو ۳۲ هفته ایجاد سروصدا با به هم زدن اسباب‌‌بازی‌ها – پاره کردن کاغذ  چیزی برای صدا در آوردن به او بدهید 
حدود ۳۶ هفته  قرار دادن دو مکعب روی هم
کمتر بردن اشیاء به دهان 
 انجام بازی‌‌های اشاره‌‌ای با او مثل شکل ساده قایم باشک
تشویق به ساختن
حدود ۴۰ هفته  برداشتن اشیاء با انگشت اشاره و سبابه  غلتاندن توپ روی زمین – چگونه اشیاء کوچک را داخل ظرفی بریزد 
حدود ۴۴ هفته   به سادگی اشیاء را رها می‌‌کند – علاقه به بازی‌‌های دست زدنی  تمرین در رها کردن اشیاء 
حدود ۱۲ تا ۱۴ ماه خوردن غذا به طور مستقل – خط کشیدن با مداد غذاهایی بدهید تا با قاشق بخورد 
حدود ۱۵ ماه  برداشتن فنجان و نوشیدن از آن – ساختن برجی با سه مکعب – ورق زدن صفحات کتاب  تمرین برج‌سازی با او کنید 
حدود ۱۸ ماه ورق زدن صفحات کتاب – علاقه به زیپ – لذت بردن از نقاشی با انگشت و خط خطی  چیزهایی برای کار با دست به او بدهید 
حدود ۲ سال  باز کردن در با چرخاندن دستگیره – باز کردن در بطری‌‌های شل – پوشیدن جوراب و کفش  تشویق کند خودش لباس بپوشد 
حدود ۳۰ ماه مهره‌‌ها را داخل نخ کنید – درآوردن شلوارک، جلیغه و پوشیدن آنها  ساختن اسباب‌‌بازی‌های پیچیده‌‌تر 
   در مورد این موارد هم نکاتی هست که البته خیلی‌هاش با قبلی مشترکه. مثلا اینکه زمان‌ها رو حدودی نوشتم چون بچه‌‎ها با هم فرق دارند. تأخیر جزئی نسبت به این زمانا ممکن اتفاق بیفته که جای نگرانی نیست ولی اگر چند مورد با هم اتفاق افتاد با پزشک مشورت کنید.
   چند نکته اختصاصی هم در مورد این مراحل هست که می‌نویسم.
۱- کمک کردن به کودک در این نوع رشد خیلی مؤثره اینه که ستون سوم رو جدی بگیرید. 
۲- این نوع رشد مستقیما به رشد ذهنی و هوشی کودک مربوطه. یعنی رشد در این بُعد می‌تونه نشانه خوبی از رشد ذهنی و توانمندی هوشی بچه باشه. البته تا بچه یه کاری کرد فکر نکنید نخبه است. (حتی اگر هم باشه این تصور می‌تونه روند رشد اون رو مختل یا دچار چالش کنه که اگر مجالی پیدا کردم در یک پست مفصل در مورد هوش و بچه‌های نخبه و نوع رفتار با اون‌‌ها خواهم نوشت.)
۳- وسایل کمکی در این نوع رشد می‌‌تونه کمک کنه. البته این لزوما به معنی اسباب‌بازی نیست. مثلا ریختن وسایل پلاستیکی و فلزی خونه جلوی بچه از ۶ – ۷ ماهگی به بعد خوبه البته نه ساتور و گوشت‌کوب و …! قاشق و لیوان‌‌های فلزی که لبه تیز ندارند و ظروف کوچک پلاستیکی به شرط بهداشتی بودن و … .
۴- اسباب‌بازی‌های ساده چوبی از بعد از ۱۰ ماهگی خوبه. اینا هر چی ساده‌تر باشند بهتره مثلا فقط چند تا مکعب ساده البته از ۱۸ ماهگی به بعد می‌تونه تنوع در شکل هم پیدا کنه. کتاب‌های پارچه‌ای برای ورق زدن خیلی جالبه که خودتون می‌تونید درست کنید (خانوم من یک نمونه خیلی جذابش رو برای بچه‌ها درست کرد که واقعا براشون جالب بود) از حدود ۱ سالگی بازی‌هایی که یک شکل رو داخل یک سوراخ می‌کنند یا چیزهایی که مثل سوزن نخه البته سوزن چوبی یا پلاستیکی با یک صفحه پر از سوراخ برای رشد این مهارت‌‌ها مفیده.
۵- ماشین‌‌های کوچولوی غیر کنترلی که خیلی آهنگ و چراغ و … هم خیلی نداشته باشه که بچه مشغول اونا بشه خوبه چون بچه از حدود ۷ – ۸ ماهگی یاد می‌گیره ماشین رو روی زمین بکشه یا هل بده و کم‌کم یه جا بچینه. (باز هم تأکید می‌کنم ماشین‌های ساده، و البته حواستون باشه که زیاد کوچک نباشه که احیانا بچه بخواد تو دهنش بزاره).
   خیلی نکته‌های دیگه در مورد وسائل و اسباب‌بازی‌های مربوط به این مرحله هست که ان‌شاءالله در مطالب مختص بازی و اسباب‌بازی می‌نویسم براتون.
خرداد ۹۳